دلم برات تنگ شده
شبی غمگین شبی بارانی و سرد مرا در غربت فردا رها کرد
دلم در حسرت دیدار او ماند مرا چشم انتظار کوچه ها کرد
تمام هستی ام بود و ندانست که در قلبم چه آشوبی به پا کرد
ولی هرگز شکستم را نفهمید اگر چه تا ته دنیا صدا کرد

نميدانم چرا با خود گمان كرده اي كه من سختي و مشكل زيادي در اين دنيا نكشيده ام .
مي خواستم به تو بگويم اما دلم نيامد
گذاشتم حرفهایت را
درد و دل هایت را
غم هایت را
سختی هایت را
برایم تعریف کنی.
باز هم بگو
با من بگو از دل تنگی هایت
سختی هایت
و کارهایی که شاید روزی برایت آنچنان سخت بود
که تمام تنت را درگیر میکرد
اما چه می دانی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شاید
در ورای همه ی این سختی ها
راهی بود برای اوج گرفتنت
برای انسان شدن
برای مرد شدن ............

نميدانم چرا حس ميكني !!!
من هيچ مشكلي در زندگي نداشته ام
هيچ سختي براي تنم نچشانده ام.
شايد
مشكلات و غم هايم در پوسته اي شبيه به ناله هاي تو نبوده
اما به خدا قسم

اگر سختي هايم دردناك تر از تو نبوده است
كمتر از آنها هم نبوده!!!!
پس باز هم بگو
چرا که من به قلبم امیدوارم
و میدانم
آنقدر جای خالی در آن باقیست
که دل گفته های تورا
با میل فراوان در خود جای دهد.
با من بگو
با من بگو درد هایت را
اما نه برای دل سوزی
برای اینکه
درکت کنم
و به خاطر سختی های کشیده ات
به تو
افتخار کنم
یک افتخار جاودانه ................ برای همیشه.

نازنينم
دراين سكوت نيمه شب بيشتر از هر وقت ديگري دلتنگ توام...
چقدر خوب است كه من مي توانم هرآنچه را كه دلم مي خواهد براي تو بنويسم.
من مي توانم تا آخر عمر به نوشتن براي تو ادامه دهم حتي اگر تو هيچوقت آنرا نخواني
عزيزترينم
كاش مي توانستم صورت نازنينت را بين دست هايم بگيرم
كاش مي دانستم چه چيز اين چنين صورت زيبايت را غرق اندوه مي كند
چه فكر آزار دهندهاي اينچنين روحت را آزار مي دهد
مهربانم

كاش اجازه مي دادي بار اندوهت را من به دوش بكشم. شانه هاي من قويتر ازآن است كه تو فكر ميكني
دلم تنگ است كاش اجازه مي دادي قبل از رفتن صورت زيبايت را غرق بوسه ميكردم
خدا كند اين شب طولاني زود تمام شود.
خدا كند فردا آ ثار غم واندوه امروز از چهره زيبايت پاك شده باشد خدا كند.....
که بیایی!!!

بر سنگ قبر من بنویسید خسته بود
اهل زمین نبود نمازش شکسته بود
بر سنگ قبر من بنویسید شیشه بود
تنها از این نظر که سراپا شکسته بود
بر سنگ قبرم بنویسید پاک بود
چشمان او که دائما از اشک شسته بود
بر سنگ قبر من بنویسید این درخت
عمری برای هر تیشه و تبر دسته بود
بر سنگ قبر من بنویسید کل عمر
پشت دری که باز نمیشد نشسته بود
.jpg)
رفتنت آغاز ويرانيست.................حرفش را نزن
ابتداي يک پريشانيست................حرفش را نزن
گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو ٫ چشمهايم بی تو
بارانيست.................................حرفش را نزن
دوست داری بشکنی قلب پريشان مرا ٫ دل شکستن کار
آسان نيست.................................حرفش را نزن
دوست داری که ديگر بر نگردم پيش تو با اينکه
طولانيست................................حرفش را نزن
تو می خواهی که روزی عهدمان را بشکنی ٫ اين شکستن
نامسلمانيست ...........................حرفش را نزن
حرف رفتن ميزنی وقتی که محتاج توام٫ رفتنت آغاز
ويرانيست.................................حرفش را نزن

عشق آن چیزی است که بیشتر از هر چیزی داشتنش را دوست داریم و بیشتر از هر چیزی دادنش را دوست داریم و هیچ کس در نمی یابد که عشق همان چیزی است که همواره داده می شود و پذیرفته نمی شود

عشق غیر از تاولی پر درد نیست ، هرکس این تاول ندارد مرد نیست ، آمدم تا عشق را معنا کنم ، بلکه جای خویش را پیدا کنم ، آمدم دیدم که جای لاف نیست ، عشق غیر از عین و شین و قاف نیست .
هرکی با زمزمه ی عشق دو سه روزی عاشقم شد ، عشق اون باعث زجر همه دقایقم شد ، اون که عاشق بود و عمری از جدا شدن می ترسید ، همه هراس و ترسش به دروغش نمی ارزید .
نفرین به اون کسایی که روی دلا پا می ذارن ، تا که می بینن عاشقی میرن و تنهاست می ذارن ، نفرین به آدمایی که تو سینه ها دل ندارن ، عاشق عاشق کشن رحم و مروت ندارن.
من بهار را بی تو دوست ندارم ، من عشق را بی تو دوست ندارم ، من نفس کشیدن را بی تو دوست ندارم ، من زندگی را بی تو دوست ندارم .

هميشه برا کسي بخند که ميدوني به خاطر تو شاد ميشه
واسه کسي گريه کن که ميدوني وقتي غصه داري و اشک ميريزي
واست اشک ميريزه
واسه کسي غمگين باش که در غمت شريکه
عاشق کسي باش که دوستت داره
`*.¸.*´
¸.•´¸.•*¨) ¸.•*¨)
(¸.•´ (¸.•´ .•´ ¸¸.•¨¯`•
_____****__________**** _______
___***____***____***__ *** ______
__***________****_______***____
_***__________**_________***___
_***_____________________***___
_*** bita1369.blogfa.com***____
__***___________________***____
___***_________________***_____
____***_____LOVE!_____***______
______***___________***________
________***_______***__________
__________***___***____________
____________*****______________
_____________***______________
سريع از کنار مرداب دور شدم. حالا وقتي که ميبينم خودم مرداب شدم دنبال يه گل نيلوفر مي گردم که از تنهايي نميرم و حالا مي فهمم ... گل نيلوفر مغرور نيست اون خودشو وقف مرداب کرده...

نيست دلداری كه دلداری كند
نيست غمخواری كه غمخواری كند
گر چه بسيارند ياران هر طرف
نيست ياری كه مرا ياری كند.

نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم...
چون دنيا يه روز تموم ميشه...
نميخوام بگم که مثل گلی...
چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...
نميخوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس...
چون شب هم بالاخره تموم ميشه...
نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی...
چون اب که هميشه پاک نميمونه...
نميخوام بگم که دوستت دارم...
چون منکه اصلا دوستت ندارم...
بلکه من عاشقتم...
چقدر سخته هر لحظه با تو بودن اما از تو دور بودن

یکی بود تو قصمون وفا نکرد ...
رفت و پشت سرشم نگاه نکرد ...
یکی بود زندگیشو هوس سوزوند ...
آبروش رفت و دیگه اینجا نموند ...
یکی بود یکی نبود و یک پری ...
یه بغل عاشقی های سرسری ...
کی بود اون که طاقت گریه نداشت ...
عاشق هوس شد و تنهام گذاشت ...
کی بود کی بود اون تو بودی ...
کاشکی از همون اول نبودی...

همه را مست و خراب از می انگور کنید
مزد غسال مرا سیر شرابش بدهید
مست مست از همه جا حال خرابش بدهید
بر مزارم مگذارید بیاید واعظ
پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ
جای تلقین به بالای سرم دف بزنید
شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید
روز مرگم وسط سینه ی من چاک زنید
اندرون دل من یک قلم تاک زنید
روی قبرم بنویسید وفادار برفت
ان جگر سوخته ،خسته از این دار برفت

زن
زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند...
ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر...
مي تواند تنها يك همسر داشته باشد
و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي ....
براي ازدواجش ــ در هر سني ـ اجازه ولي لازم است
و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار ميتواني ازدواج كني ...
در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو ...
او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي ...
او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني....
او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد ....
او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني ....
او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر ...
و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛
پیر می شود و میمیرد...
و قرن هاست که او؛ عشق می کارد و کینه درو می کند
چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت،
زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛
گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛
سینه ای را به یاد می اورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند...
و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد...!
و این رنج است

یک روز داشتم به زندگی خودم فکر می کردم تا حالا گه زندگی کردم چیکار کردم یه جور حساب و کتاب چقدر خوبی کردم چه قدر بدی کردم چه قدر دل دیگرون رو بدست آوردم چقدر دل کسی رو شکستم چه قدر فریاد زدم چقدر سکوت کردم ؟؟؟؟بالا بود آمار ، اما با این وجود باز بدی هام بیشتر از خوبیام بود کار ایی خوب زیادی انجام دادم اما باز بدی هام بیشتر بود یادم می اد که چه بلاهایی سرم اومد و هر بار داد می زدم چرا من چرا باید این بلا ها سرم بیاد چه قدر باید بدبخت باشم چرا تو این دنیا هر چیز بد وجود داره هر چی بلا است سره من میاد چرا آخه من آیا خدا منو دوست نداره پس چرا به من زندگی میده چرا میزاره تو این دنیا زندگی کنم ؟ فکر می کردم فقط من هستم که اینجوری هستم هر بار تو هر کاری شکست وجود داشت اما نا امید نمیشدم باز شکست وجود داشت ناامید نمی شدم باز تلاش باز تلاش خیال می کردم فایده ای نداره از ته دل آرزو می کردم اما نمی تونستم به آرزوهام برسم
دنبال جواب اینها بودم با هر کسی می خواستم مشورت کنم همینکه مشکلاتمو بیان می کردم ... ای خدا ای کاش مشکلاتمو نمی گفتم، اینها چیزایی بود که بعد از مشورتم می گفتم .
می دونی چرا ؟
چون تازه می فهمیدم چقدر شکر نشناسم چقدر بنده پر توقع ای هستم آخه مشکلات اونها بیشتر از من بود یکی محبت تو خانوادشون نبود یکی پول تو زندگی شون نبود یکی از نظر تغذیه مشکل داشت خلاصه مشکل بود ولی فقط متفاوت بود
باز با این حال خدا رو شکر می کنم می گم خدا جون چقدر خوش شانسم چقدر من در آسایش زندگی می کنم
هر بار با خودم عهد می بندم با خدا عهد می بندم خداجون از این به بعد میشم همونی که می خوای میشم همون آدم قدیمی
همون کسی که می خوای اما ... بعد از یه مدتی که برای حساب و کتاب خودمو آماده می کنم می بینم من هیچ تغییری نکردم !!!
شکست تو زندگی خیلی سخته
من تو زندگی 10 ها بار شکست خوردم اما نمی دونم چرا شکست آخری منو بد جوری اسیر کرد منو دیوانه زمین کرد منو آزرده و غمگین کرد منو تنها و بیکس و زمین گیر کرد منو گوشه گیر کرد آخه گناهم چی بود که عاشق شدم ؟
گناهم چی بود که دل به تو داده بودم ؟
گناهم چی بود بهت اعتماد کردم ؟
گناهم چی بود که به تو تمام راز هامو گفتم ؟
گناهم چی بود تو رو هم دم و همدرد خودم می دونستم ؟
به تو چه بدی کرده بودم که اینطور منو طرد کردی ؟
تو که هر چی خواستی برات انجامش دادم ؟
تو که می گفتی هیچ وقت نمی ری از پیش من ؟
اینها همش بهونه بود ، اینها همش فقط برای اینکه دلمو خوش کنی می گفتی ؟
تو که می گفتی بدونه تو یک لحظه هم نمی تونم دوام بیارم ؟
ولی حالا که منو تنها گذاشتی نگفتی که این دله که داره می شکنه ؟
نگفتی که وقتی یادگاری تو دل کسی بنویسی سالها طول می کشه تا این یادگاری پاک بشه شاید هم پاک نشه ؟ نه نگفتی ؟ تو چیزی به نام احساس داری ؟
نه نمی دونستی اینا رو چون تو قانون عشق رو نمی دونستی !
هیچ می دونستی هر وقت عشق رو تازه داری شروع می کنی دیدن معشوق چقدر به آدم روحیه میده چقدر آدم شاد میشه
اما هیچ میدونستی بعد از جدایی عاشق و معشوق دیدن معشوق با یکی دیگه چقدر باعث تنفر و ناراحتی میشه ؟
نه نمی دونستی تو رسم محبت و گذشت رو هم نمی دونستی چرا به خودت اجازه دادی این کارو با من بکنی چرا دوست داشتی من بازیچه تو بشم ؟
چرا آخه ؟ چرا ؟ تازه معنی دیوانگی رو می فهمم چقدر سخته این جدایی چقدر سخته چیزی رو که دوست داری ازت بگیرند
تازه می فهمم تنهایی یعنی چی ؟ تازه طعم تنهایی رو چشیدم تا حالا تنها شدی ؟ تا حالا کسی رو دیدی که تنها بشه ؟
یک روز معنی عشق رو فهمیدم یه رو احساس می کردم عشق یعنی چی ؟ ! عاشق به کی میگن ؟ معشوق کیه ؟ من همونم که با تو ساختم و هستی ام باختم اما تو حتی حسش نکردی فقط می تونم یک چیزی بهت بگم که هیچ وقت شکست نخوری //.\\ هیچوقت تو زندگی ات طعم شکست رو نچشی .
الان مد شده که چند دوست داشته باشی شب با این روز با اون یکی عصر با یکی دیگه وقتی خسته شدی همه ول می کنی میری با چند تا دیگه بعد از مدتی میری با کسی که قبلا قول ازدواج بهش داده بودی اذواج می کنی و همه یه جوری تحققیر می کنی که تو اینو نداری تو اونو نداری دیگه قیافت برام تکراری شده خیلی لوس شدی نمی دونم از این جور حرفها و دیگه فکر نمی کنی که این کار چه فاجعه ای به بار میاره یکی خودکشی میکنه یکی مثل من تنها میشه یکی دیوانه میشه یکی مریض میشه
چرا آخه این کارا می کنید چرا به فکر دیگرون نیستید
تو زندگیم تصمیم گرفتم دیگه مثل سابق دل به کسی نببندم که دوباره شکست بخورم تصمیم گرفتم یک زندگی نو شروع کنم تصمیم گرفتم همه رازهامو به هر کسی نگم
تا کسی رو به طور کامل نشناختم بهش دل نبندم چون واقعا شکست خیلی سخته اونم دوباره باور کنید تا شکست نخوری نمی فهمی چی میگم تا تو اون موقعیت قرار نگرفتی نمی فهمی من چی میگم همیشه دعا می کنم که کسی شکست نخوره . همیشه از خدا می خوام که اگه کسی رو به من دادی ازم نگیره نمیدونم اینبار خدا به حرفهام گوش میده یا نه !؟
نمیتونم دیگه نمیتونم بنویسم کاغذم خیس خیس شده آخه این اشک چشم تموم نمیشه چرا هی می باره چرا بند نمیاد انگار داره بارون میاد ، ای خدا ببین این انسانها چه جوری دل ادما رو میشکنن چه جوری کسی ناراحت می کنن چه جوری..
































































تقدیم به همه ی دوستان گلم 











احساس تنهایی












اگر آید به جانم هر سه یك بار




















































جند غزل از دلم واسه تو گلم


.jpg)
.jpg)
.jpg)


.jpg)











.gif)

























































دلم میخواد بمیرم
دلم برای کسی تنگ است 








































